زبان خالد فرج بور

زبان

عدم آموزش به زبان مادری، موجب از دست رفتن نبوغ کودکان عرب الاحواز، ایجاد سرخوردگی، تحقیر و همچنین مانع شکوفایى استعدادها در زمینه هاى مختلف می شود که این نتیجه ای جز نابودی تدریجی فرهنگ نخواهد داشت. ملت های غیر فارس در ایران بسیار اندک به زبان خود می نویسند و می خوانند و تنها در حلقه ی خانواده و دوستان نزدیک به زبان مادری خود صحبت می کنند.
در ايران طبق آماري كه وجود دارد ٤٠تا ٥٠ درصد ساكنان شهروندان ايران در خانواده ايي متولد و بزرگ ميشن كه زبان مادري آنها فارسي نيست اين مسئله ١ درصد يا ٢ درصد نيست؛
(من در رابطه با ملت عرب صحبت ميكنم و البته اين موضوع در بعضي از مسائل در رابطه با ملت هايي كرد و بلوچ و ترك هم صدق ميكند) بنابراين حقوق يكسان دادن به شهروند عرب جزء مهمترين ارزش هايي است كه ما ميتوانيم از آن دفاع كنيم.
حقوق يكسان در زمينه هايي آموزشي: بايد آزادي براي آموزش زبان مادري باشد؛ شروع نكردن تدريس زبان مادري يكي از عوامل شكست تحصيلي يا ترك تحصيلي و يا تمام مشكلاتي كه يك كودك عرب به مدرسه ميره و نميتونه به زباني جزء زبان مادريش صحبت كنه و زباني كه بهش تدريس ميشه زبان مادريش نيست
يكي از مهمترين راههايي تدريس،به زبان مادري است يعني تكيه بر زبان مادري يكي از راههاي است كه زبان دوم را باهاش آموزش داد.
زبان يك پديده فرا ملي است و زبان مهمترين عامل تكوين و يكپارچگي مليت و يا قوميت است كه ملت عرب از داشتن اين حق محروم هستن.
زبان عربي كه زبان مردم الاحواز است يكي از كاملترين زبان هايي دنيا به شمار ميرود.
زبان عربي،زبان قرآن،زبان احاديث،زبان بزرگان دين،زبان امر و حتي به نوعي زبان سعدي و حافظ و ناصر خسرو است و طبق قانون اساسي ايران زبان دوم كشور به شمار ميرود،اما اين زبان دوم،ارتباطي به مطالبات سياسي و تاريخي مردم الاحواز ندارد.
و همچنان كه در قانون اساسي آمده اين كار به دليل ايدئولوژيك و به سبب پيوندهاي فراوان زبان فارسي و عربي در عرصه ميراث فرهنگي و ادبي و ديني و مدهبي انجام شده است ودر دوره حكومت شاه تا قبل از به اسارت گرفتن شيخ خزعل نيز زبان عربي گرچه در قانون اساسي مشروطيت ذكر نشده اما از منزلت خاصي برخوردار بوده ودر دوره دبيرستان به زبان عربي تدريس ميشده و حتي در داشنگاه رشته هايي زبان و ادبيات عربي وجود داشته و در جامعه و يا حتي ادارات و اماكن عمومي اين حق را داشتن كه به زبان عربي صحبت كنن ولي متاسفانه همين حق را در عصر امروزه از ما گرفتن.
در آن زمان شاه نيز علاقه ايي به مردم عرب احواز نداشت بلكه در برخي از مصاحبه هايش گاه منكر وجود ملت عرب ميشد و گاه آنان را كولي خطاب ميكرد.
و ازطرفي شاه داراي دو صفت اسلام ستيزي و عرب ستيزي بود كه صفت عرب ستيزي و البته سياست شاه بود كه اسامي حتي تمامي شهرها و روستاها را از عربي به فارسي تغيير داد و اين سياست فارسيزاسيون عصر حاضر ادامه داره واين جنايت را ملت عرب نمي پذيرن.
گرچه انتخاب زبان عربي به عنوان زبان دوم كشور مايه خوشحالي ملت عرب الاحواز است اما ملت عرب مطالباتي دارن نظير تدريس بر تكيه به زبان عربي و به رسميت آن در دادگاه ها و ادارات در محدوده الاحواز …
بايد ياد آوري كنيم مردم الاحواز عرب زبان نيستن يعني اينان فارس يا لر نبودن كه بعدها زبانشان عربي شده باشد بلكه ملت عرب داراي فرهنگ و تاريخ معتبر وشناخته شده ايي است،بهترين توصيف “ملت عرب”است.

خالدفرجپور

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s