اقلیم اهواز(خوزستان) بوي نفت و بيکاري

 

 

وضع فلاکت بار مردم عرب اهواز دیگر پنهان شدنی نیست، مردمی که بر دریایی از نفت و گاز در حسرت نوشیدن اب سالم و رویای گرفتنArab_Ahwazi_Poor_children_360_x_341
کاری برای سیر کردن شکم اولاد خود هستند.

امروز دیگر این مخالفین سیاسی عرب اهوازی نیستند که قلم به انتقاد مینویسند، دیگر این جوانان عرب اقلیم نیستند که فریاد برای حقوق و حق خود میکشند، امر نابودی منابع ثروت و به حاشیه راندن جوانان بومaی عرب با خشونت تمام و بدست نیروهای امنیتی و ناسیونالیست حکومت ایران، به گوش دیگر مخالفین و یا حتی روزنامه نگاران حکومتی اشنا شده است، چون وسعت بی احترامی و تبعیض به حدی است که فقط اقایان ضد عرب و دشمن انسانیت از کنار ان با خون سردی میگذرند.

در زیر به یکی از این مقالات کوتاه که در مطبوعات نظام مقدس بیت خامنه ایی به وضعیت فلاکتبار اقتصادی و فرهنگی مردم و جوانان عرب اقلیم اهواز اشاره رفته توجه کنید. مشت نمونه خروار

شرق / عبدالنبي جنتي‌نژاد،

در مسير منتهي به يکي از بزرگ‌ترين مجتمع‌هاي پتروشيمي کشور، يعني پتروشيمي بندر ماهشهر در کنار جاده، مردي با چند پيت بنزين ايستاده است و بنزين مي‌فروشد. خودش مي‌گويد؛ سهم او از نفت خوزستان همين است، شاکر است و ناراضي! نامش فؤاد است و تا همين چند ماه پيش نيروي انتظامات يکي از همين مجتمع‌هاي پتروشيمي بود، تعديل نيرو يا به عبارتي ديگر اخراج از کار باعث شد به کار بنزين فروشي رو بياورد. تلخ و عصبي حرف مي‌زند، همراه با لبخندي که به سختي مي‌توان پشت آن را خواند. پاي درد دلش که بنشيني حرف بسيار دارد براي گفتن؛ از اخراج و بيکاري چند ماهه‌اش که او را تا آستانه اعتياد و از هم پاشيدگي زندگي‌اش برد تا گراني و اجاره نشيني و دردسر‌هاي بنزين فروشي. حرف آخرش اما گلايه‌اي تلخ است. مي‌گويد: «من نه پول نفت مي‌خواهم نه صدقه، کار مي‌خواهم، کاري که بتوانم رويش حساب باز کنم و حداقل براي چند سال خيالم از بابتش راحت باشد. به نظر شما اين براي من خوزستاني توقع زيادي است؟ در جوابش حرفي براي گفتن ندارم و او را با پيت‌هاي بنزينش و آفتاب سوزان تنها مي‌گذارم.»

آمارهاي رسمي چه مي‌گويند؟

استان اهواز( خوزستان) با چهار نیم ميليون نفر جمعيت و داشتن منابع عظيم نفت و گاز، وجود صنايع پتروشيمي و فولاد و همچنين وجود آثار و ابنيه تاريخي، طبيعت چهارفصل و داشتن يکي از حاصلخيز‌ترين جلگه‌هاي ايران نام ثروتمند‌ترين استان کشور را با خود يدک مي‌کشد. نامي که خوزستاني‌ها خود مي‌گويند به کام ما نيست. شايد اگر اشتغال را تنها يکي از پارامترهاي مهم در ميزان بهره‌مندي خوزستاني‌ها از اين ثروت فرض کنيم، اينکه بگوييم اين ثروت به کام آن‌ها نيست، گلايه‌اي بي‌ربط نباشد. مساله بيکاري و اشتغال در اين استان يکي از بحث‌برانگيز‌ترين و چالشي‌ترين مباحثي است که از ديرباز وجود داشته و هميشه با اين سوال مهم همراه بوده و هست که چرا با وجود اين همه منابع طبيعي و صنايع موجود، نرخ بيکاري‌اش در مقايسه با ديگر استان‌ها از وضعيت بدتري برخوردار است؟ اين سوال همواره با جواب‌هاي متفاوت و متناقض مسوولان استاني و کشوري روبه‌رو بوده و هست و مهم‌ترين دليلش نيز ارايه آمار و ارقام‌هاي متناقض درخصوص نرخ بيکاري استان است. مرکز آمار ايران ميزان بيکاري براي استان خوزستان را ??درصد اعلام کرده، آماري که تا همين جا نيز استان خوزستان را در جايگاه دوم کشور قرار مي‌دهد، اما مسوولان استاني درخصوص اين آمار چيز ديگري مي‌گويند.

بيکاري 25 درصد

شريف حسيني، نماينده اهواز در گفت‌وگو با «موج» درخصوص آمار بيکاري و همچنين دلايل بالا بودن اين آمار در استان خوزستان مي‌گويد: «در حال حاضر وضعيت بيکاري در استان خوزستان با توجه به آمارهاي موجود به طور ميانگين بيش از 25 درصد است.»(البته امار غیر رسمی که بمراتب دقیق تر از امار دولت است، ان را در حدود 61 درصد اعلام کرده است، بخصوص در بین جوانان عرب) وي با رد آمارهاي متناقض ارايه شده در مورد بيکاري؛ مي‌گويد: «آمارهايي که ارايه مي‌شود در واقع آمارهاي صحيحي نيست. در خوزستان ميزان بيکاري حدود 12 درصد اعلام مي‌شود، ما اين آمار‌ها را به صورت قاطع رد مي‌کنيم. آمارهايي که در مقاطع مختلف سني از اداره کار شهرستان گرفته‌ايم، نشان مي‌دهد در مقطع سني 15 تا 29سال، 30 درصدي بيکاري داريم؛ اما اين آمار به صورت ميانگين در کل استان خوزستان بيش از 25 درصد است. در اين مورد وزرا در دوره‌هاي مختلف قول‌هاي زيادي داده‌اند که بيشتر از نيروهاي بومي استفاده شود. متاسفانه مديران دستورات مقامات بالا را اجرايي نمي‌کنند، به اضافه اينکه غيربومي بودن خود مديران هم مساله است.»

حسيني با تاکيد بر لزوم استفاده از پيمانکاران بومي در پروژه‌هاي استان، اظهار داشت: «معضلات استان خوزستان با توجه به وضعيت بيکاري که در استان وجود دارد دو چيز است؛ يکي استخدام نيروهاي غيربومي و ديگري عدم استفاده از پيمانکاران محلي است.( امر عدم استفاده از پیمانکاران عرب و نیروی بومی عرب بر طبق حکم قانون محرمانه و در زمان رفسنجانی و بدست وزارت اطلاعات به استانداری  و مقامات امنیتی و انتظامی اقلیم صادر شد) اگر از پيمانکاران بومي استفاده شود، با توجه به اينکه پول پيمانکاران بومي در استان مي‌ماند، گردش پول موجود در استان خود موجب ايجاد رونق اقتصادي خواهد شد؛ چرا که در حال حاضر در تمام کارهاي انجام شده در استان، پول از استان خارج شده و وارد بانک‌هاي تهران و شهرهاي بزرگ ديگر مي‌شود. از طرفي، ايجاد اشتغال جديد که مشهود باشد هنوز اتفاق نيفتاده است و بد‌تر از آن حتي فرصت‌هاي شغلي موجود را هم داريم از دست مي‌دهيم. لوله‌سازي خوزستان سه سال است که تعطيل است، تصفيه قند و شکر حدود دو سال است که تعطيل است و قند دزفول نيز در حال حاضر تعطيل شده است.»

بومي‌ها بي‌سهم از نفت

در همين زمينه، اخيرا خليل حياتي مقدم، نماينده بندر ماهشهر نيز در تذکري شفاهي در مجلس گفت: «نرخ بيکاري بر اساس اعلام دولت و منابع رسمي در اميديه و بندر ماهشهر که بزرگ‌ترين صنايع پتروشيمي را با 23/5 درصد دارد، يک فاجعه است. الان ما دغدغه‌مان در ماهشهر، اميديه و مناطق نفت خيز اين است که کسي را اخراج نکنند. مرتبا دارند بچه‌هاي بومي(عرب) را به بهانه‌هاي مختلف اخراج مي‌کنند.»

فارغ از اذعان اين دو مسوول استاني بر تناقضات موجود در آمار ارايه شده توسط مرکز آمار ايران و آنچه در واقعيت وجود دارد، نکته مهم ديگري که در اين دو اظهارنظر به چشم مي‌خورد اشاره به ترجيح نيروهاي غيربومي بر نيروهاي بومي جهت استخدام است. مساله‌اي که شايد قدمتي به درازي عمر خود صنعت نفت در اين استان داشته باشد و مي‌شود گفت: ترجيع بند گلايه‌هاي مردم از مسوولان استاني و کشوري نيز بوده و هست. مسوولان استاني و کشوري نيز هرازگاهي، گويي تنها به فراخور نياز وعده‌ها و قول‌هايي مي‌دهند اما آنچه تاکنون پابرجا مانده گلايه‌هاي مردم است.

حسيني نماينده اهواز درخصوص دلايل اين امر مي‌گويد: يکي از مهم‌ترين دلايل آن، اين است که پالايشگاه و شرکت‌هاي بزرگي که در خوزستان هستند مثل نفت، فولاد و ساير شرکت‌ها، از پيمانکاران رتبه يکي استفاده مي‌کنند که فقط در تهران وجود دارد. طبيعي است که شرکت‌هايي که رتبه‌هاي بالايي دارند نيروهاي ثابتي نيز در اختيار دارند و در هر استان که پروژه‌اي را بپذيرند اين نيرو‌ها را با خود به آنجا مي‌برند.»

حسيني در نظر نگرفتن سهميه براي نيروهاي بومي در استخدام‌هاي وزارت نفت را از ديگر دلايل اين امر دانست و گفت: «استخدام‌ها در وزارت نفت به صورت سراسري است و هيچ سهميه‌اي براي افراد بومي در نظر گرفته نشده است.» اما مسوولان شرکت‌ها و پيمانکاران و حتي برخي مديران دولتي نظري ديگر دارند و داشتن تخصص و مهارت لازم را مهم‌ترين عامل ترجيح نيروهاي غيربومي بر بومي مي‌دانند. به عبارتي ديگر نيروهاي بومي را نسبت به نيروهاي غيربومي فاقد تخصص و مهارت لازم مي‌دانند.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s